ارتباط با ما :: نقشه سايت :: سایتهای مرتبط
صفحه اصلی arrow جامعه arrow حقوق arrow تاملی بر چیستی و چرایی مهریه
Advertisement

 
حاضرین در سایت
8 مهمان حاضر
تاملی بر چیستی و چرایی مهریه ايميل
رتبه بندي توسط كاربر: / 4
ضعيفعالي 
نوشته شده توسط به نقل از ایونا   
۱۷ آبان ۱۳۸۶

مرد به صورت طبيعي ، در برابر غريزه از زن ناتوان‏تر است و اين خصوصيت ، وي را وادار مي‏کند تا به زن اظهار نياز کند و براي جلب رضايت او اقدام نمايد ، يعني در واقع ، گمشده‏ي مرد همان سکون و آرامش است که از سرِ ناآرامي و بي‏قراري در تب و تاب دست يافتن به آن است و براي آنکه به آن دست پيدا کند، از هيچ کوشش و تلاشي دريغ نمي‏کند .

 

به گزارش ایونا ، همين مسئله موجب شده است تا مرد، در پي يافتن سکون و جستن آرامش ، همواره خواستگار زن باشد و از آنجا که زن نيز دنبال سکون و در جستجوي آرامش است و سعي مي‏کند بهترين پناهگاه را براي آرامش يافتن خويش بجويد و از اين رو که نقش وي پاسخگويي به محبت و خواستگاري مرد است ، در صدد بر مي‏آيد به عاشقانه‏ترين محبت پاسخ دهد و به روي پاک‏ترين و با ثبات‏ترين مهر آغوش بگشايد .

 

به بيان ديگر مرد به خاطر آرامش يافتن و بهره‏مند شدن از سکون ، به دنبال زن مي‏رود و زن نيز به خاطر همان مسئله و تأمين همان نياز طبيعي خويش ، مي‏کوشد تا گرم‏ترين خواسته‏ها و شورآفرين‏ترين محبت‏ها را بيابد و از ميان انبوه اظهار ارادت‏ها و ابراز عشق‏ها ، خالص‏ترين و پاک‏ترين آن را بجويد و با گرم‏ترين پاسخ به شايسته‏ترين تقاضا ، سکون و آرامش رؤيايي را به تصوير بکشد تا بدين‏سان حکمت آفرينش پيوند زن و مرد در عالم واقع ، تحقق عيني بيابد .

 

 بنابراين ، با در نظر داشتن اينکه زن و مرد از ارزش انساني همساني برخوردارند و به لحاظ مقام معنوي و کمالات هيچ‏گونه تفاوتي ميان آنها وجود ندارد و با توجه به اينکه حکمت نهفته در خلقت زوجين و همسران ، حصول آرامش ، و رسيدن به سکون است و پاسخ زن به تقاضاي مرد براي تأمين همين هدف صورت مي‏گيرد ، قرآن کريم پس از دستور به پرداخت مهريه زنان ، جهت اعطاي آن را هم گوشزد مي‏نمايد .

 

مفسران عالي مقام در تفسير کلمه «نحله» که بيانگر وجه پراخت مهريه است ، ضمن اينکه اقوال و ديدگاههاي گوناگون را متذکر شده‏اند ؛ با اين حال تقريباً در اين مسئله اتفاق نظر دارند که مراد از نحله، «عطيه» و «هبه» است .

شيخ طوسي (ره) در این باره گفته است : اينکه خداوند مهريه را بر مرد واجب نموده و زن را موظف به پرداخت چيزي نکرده است ، از منظر بعضي از مفسران بدين معناست که در واقع ، مهريه عطيه‏اي از سوي خداوند متعال براي زنان است .( تفسير التبيان؛ ج 3، النجف: المکتب الامين، (بي‏تا) ص 109، ذيل آيه‏4 سوره‏ي نساء).


طنطاوي گفته است : «نحله» ، يعني عطيه و هديه‏ي بدون عوض که با رضايت قلبي به کسي داده مي‏شود .(الجواهر؛ ج 3، مصر، (بي‏نا) 1350، ص 10، ذيل همان آيه).


محمد جواد مغنيه نیز گفته : مراد از نحله عطيه‏اي است که خداوند پرداخت آن را بر زوج واجب گردانيده و... در حقيقت ، خداوند شوهران را موظف نموده تا از جانب خداوند متعال ، هديه‏اي را به همسران‏شان بدهند . پس مهريه عوض بهره‏برداري جنسي نيست ؛ چون زن و مرد در اين نياز ، مشترکند .(التفسير الکاشف؛ ج 2، لبنان: دار العلم للملايين، الطبعه الثالثه، 1981، ص 250، ذيل همان آيه..).

سيد قطب آورده است : خداوند متعال به شوهر دستور مي‏دهد تا مهريه را به عنوان هديه‏ي محض با رضايت قلبي تمام و با آسودگي خيال به همسرش اعطا کند ، دقيقاً همان‏طوري که يک هديه و بخشش را به کسي مي‏دهد .(في ظلال القرآن) .


احمد مصطفي المراغي می گوید : معناي آيه شريفه اين است که زناني را که به عقد ازدواج‏تان درمي‏آوريد ، مهريه‏شان را به عنوان هديه و بخشش بدهيد.( تفسير المراغي؛ ج 4، لبنان: دار احياء التراث العربي، (بي‏تا) ص 184، ذيل همان آيه).


ابو الحسن الماوردي گفته : نحله همان عطيه و هديه‏ي بدون عوض است. اينکه دين را نحله ناميده‏اند به اين دليل است که عطيه‏اي از سوي خداوند متعال است.(النکت و العيون؛ ج 1، لبنان، مؤسسه الکتب الثقافيه، (بي‏تا) ص 451، ذيل همان آيه).

به گزارش ایونا ، محمد حسين فضل اللَّه نیز گفته است : «آيه شريفه ، مهريه را ثمن و عوض ندانسته ؛ بلکه آن را «نحله» مي‏خواند ؛ يعني عطيه‏اي که انسان به کس ديگري بدون چشم داشت عوض ، مي‏دهد... (تفسير من وحي القرآن؛ ج 7، لبنان: دار الملاک، 1998، ص 69، ذيل همان آيه و ص 181، ذيل آيه 24 همان سوره..).

فخرالدين الرازي کلبي مي‏گويد : «نحله» به معناي «عطيه» و «هبه» است... پس مهر يا عطيه از سوي زوج است ؛ چون وي در برابر آن چيزي به دست نمي‏آورد و آنچه را زوج مستحق است ، اباحه بضع است نه مالکيت آن، يا عطيه‏اي از سوي خداوند است؛ چون خداوند منافع نکاح را ميان زوجين به طور مشترک قرار داده است ؛ اما زوج را مأمور به پرداخت هديه‏اي به زوجه مي‏نمايد(التفسير الکبير؛ ج 9 ـ 10، لبنان: دار الکتب العلميه، 1990، ص 147، ذيل همان آيه و نيز ر.ک به: مجمع البيان؛ ج 3 ـ 4، ذيل همان آيه..)

بنابراين از مجموع اين ديدگاه‏هاي تفسيري ، به اين نتيجه مي‏رسيم که وجه پرداخت مهريه و جهت اعطاي آن اين است که مهريه بايد به عنوان هديه و پيشکش ، بدون توقع و چشم‏ داشت عوض ، به زن داده شود .

 

به عبارت ديگر مهريه يا «صداق» يک هبه ، کاملاً محض و بدون عوض است و شايد با همين ملاحظه است که قرآن مجيد در ادامه آيه‏ي شريفه مي‏فرمايد: «فَإِن طِبْنَ لَکُمْ عَن شَيْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَکُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً». يعني اگر زنان بخشي از آن را از روي طيب نفس به شما برگردانند ، نوش جان و گواراي تان باد .

 

به گزارش ایونا ، از اين تعبير هم مي‏توان فهميد که مهريه، «هبه» غير معوض است و الّا با برگرداندن تمام يا قسمتي از آن ، به همان نسبت از عوض آن هم بايد برگردانده شود ؛ پس از نظر قرآن مجيد ، چيستي و ماهيت مهريه يا صداق را هبه و هديه بودن محض تشکيل مي‏دهد و جز آن، هيچ عنصر ديگري در آن دخيل نمي‏باشد ؛ البته يادآوري اين نکته هم لازم است که در برخي آيات قرآن مجيد ( نساء: 24 و 25 و مائده: 5.)

تعبير به «اجور» جمع اجر يعني مزد ديده مي‏شود که ظاهر آن نشان مي‏دهد نکاح يک معاوضه است و گويا در اين معامله فقط جانب مرد منتفع مي‏شود .

 

به عبارت روشن‏تر ، در يک نگاه گذرا و کلي از اين دسته از آيات چنين فهميده مي‏شود که مرد ، زن را به منظور بهره‏برداري جنسي به خدمت مي‏گيرد و از آنجا که هر خدمتکاري، مستحق مزد و اجرت است، زن نيز مستحق آن است .

 

پس اصلاً عقد نکاح ، مثل عقد اجاره است؛ و يک معامله محض که سود عايد از آن هم به جيب مرد مي‏رود و براي زن جز چند ريال وجه نقد يا «وجه المعامله»چيز ديگري باقي نمي‏ماند .

 

لکن با دقت در آن در مي‏يابيم که اين تصور درست نمي‏باشد و آيات ياد شده مفيد اين معنا نيستند که مهر، عوض بضع است، بلکه هديه‏ي نکاح و در واقع پاداش آن ارتباط عميق و ريشه‏داري است که با پاسخ گفتن زن به اظهار محبت مرد ، پديد مي‏آيد . (محمد الصادقي؛ الفرقان في تفسير القرآن؛ ج‏4 ـ 5، قم: انتشارات فرهنگ اسلامي، 1408، ص 212.)

 

ادامه دارد .....

Developed By Kariz Webdesign Team